خرید بک لینک

درباره سایت

10| شاخه ی عشق الهی

امکانات وب

598 |پدربزرگم برمی‌گردد. میگفت در کوچه‌های روستا که به استقبالم آمدند، گفتم ها کو؟ عروسم کجاست؟گفتند آن است! دخترکی جوان در حال ساختن خانه‌ای با سنگریزه‌ها، چمباتمه زده بود و در دنیای خودش غرق بود. جزئیات بیشتر درباره 598 |سالها، خانه، پدربزرگم، خودش، میکندپدربزرگم سینه را سپر می‌کند، به سمتش می‌رود و در اولین اکت عاشقانه‌اش با لگد خانه‌ی دخترک را ویران می‌کند. خودشان همیشه با خنده تعریفش میکنند. پدربزرگم می‌گوید هنوز هم بعد این سالها نمی‌دانم چرا آن کار را کردم. اینش به کنار که کار قبیح و زشتی

برچسب: نویسنده: طاها محمودی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 10:20

602 | Deutsch

Ich korrigiere meine Übungen mit ChatGPT. Da schreibe ich den Text in meinen Blog.Also, da bin ich. Lass uns anfangen und Deutsch leen.



برچسب: نویسنده: طاها محمودی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 10:20

603 |

Wird der Krieg noch einmal begien? Ich habe keine Energie dafür.



Diese Woche habe ich sehr gut Deutsch gelet. Ich habe viel Zeit fürs Deutschleen verbracht und gedacht: Warum habe ich das bis jetzt nicht gemacht?

جزئیات بیشتر درباره 603 |

habe، nicht، deutsch، üben، sehr

Nur zum Kurs zu gehen und nicht zu üben ist nicht genug.

Ich eriere mich an die Zeit, als mein Englisch noch nicht sehr gut war, aber ich habe angefangen zu üben und Fortschritte gemacht.

Diese Tage versuche ich, Deutsch in Alltag Sprechen zu benutzen.

بررسی کامل 603 |

برچسب: نویسنده: طاها محمودی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 10:20

606 |

+ مثل اینایی شدم که هرکی میمیره میگن با لباس سفید تو یه باغ نشسته بود و اومد به خوابم.



برچسب: نویسنده: طاها محمودی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 10:20

صفحه بندی